[ˈviːɡn̩]
وزن داشتن / وزن کردن
معنی، مثال و مترادفِ wiegen ←Die Waage wiegt das Obst.
ترازو میوه را وزن میکند.
Wir müssen das Paket vor dem Versand wiegen.
ما باید بسته را قبل از ارسال وزن کنیم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی