سطح C2فعل

vortanzen

پیش‌رقصی کردن

English: to dance in front

صرف فعل vortanzen

حال
er tanzt vor
گذشته‌ی ساده
tanzte vor
پرفکت
hat vorgetanzt
امری
tanz vor! / tanzt vor!
  • ich tanze vor
  • du tanzt vor
  • er/sie/es tanzt vor
  • wir tanzen vor
  • ihr tanzt vor
  • sie tanzen vor

جمله‌ی مثال با vortanzen

  • Sie tanzte den Kindern einen neuen Tanz vor.

    او یک رقص جدید برای بچه‌ها پیش‌رقصی کرد.

«vortanzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.