[ˈfoːɐ̯ˌliːɡn̩]
موجود بودن
معنی، مثال و مترادفِ vorliegen ←Spätestens am Montag muss uns das Ergebnis vorliegen.
حداکثر تا دوشنبه باید نتیجه دستمون باشه.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی