[fɛɐ̯ˈʃtʁaɪ̯çn̩]
سپری شدن، گذشتن
معنی، مثال و مترادفِ verstreichen ←Lasse eine gute Gelegenheit nicht verstreichen.
فرصت خوب را از دست نده.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی