[fɛɐ̯ˈʃtɔp͡fn̩]
مسدود کردن، گرفتن
معنی، مثال و مترادفِ verstopfen ←Ich hasse es, wenn Haare den Abfluss verstopfen.
از اینکه موها لولهی فاضلاب را میگیرند متنفرم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی