[fɛɐ̯ˈzyːsn̩]
شیرین کردن
معنی، مثال و مترادفِ versüßen ←Du kannst dir das Warten mit ein paar Musikaufnahmen versüßen.
میتوانی با چند تا موسیقی ضبطشده، انتظار را برای خودت شیرین کنی.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی