[fɛɐ̯ˈzɔɪ̯mən]
از دست دادن، غفلت کردن
معنی، مثال و مترادفِ versäumen ←Tom wollte den Flug nicht versäumen.
تام نمیخواست پرواز را از دست بدهد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی