[fɛɐ̯ˈzaʊ̯ɐn]
ترش شدن، کپک زدن
معنی، مثال و مترادفِ versauern ←Ich finde, wir lassen ihn hier versauern.
به نظر من بگذاریم همینجا بپوسد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی