[fɛɐ̯ˈpɛt͡sn̩]
لو دادن، خبرچینی کردن
معنی، مثال و مترادفِ verpetzen ←Du kannst mich bei der Lehrerin verpetzen.
میتوانی مرا پیش معلم لو بدهی.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی