[fɛɐ̯ˈmaʁktn̩]
بازاریابی کردن
معنی، مثال و مترادفِ vermarkten ←RING, der zweitgrößte Mobilfunkanbieter Lateinamerikas, wird ab Freitag Telefonzellen vermarkten.
رینگ، دومین اپراتور بزرگ تلفن همراه در آمریکای لاتین، از جمعه تلفنهای عمومی را بازاریابی خواهد کرد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی