[fɛɐ̯ˈlaːdn̩]
بار زدن، فریب دادن
معنی، مثال و مترادفِ verladen ←Wir verladen die Kisten auf den LKW.
ما جعبهها را روی کامیون بار میزنیم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی