[fɛɐ̯ˈʔɛʁbn̩]
به ارث گذاشتن
معنی، مثال و مترادفِ vererben ←Erfahrungen vererben sich nicht — jeder muss sie allein machen.
تجربهها به ارث نمیرسند — هر کس باید خودش آنها را کسب کند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی