سطح C2فعل

verfüttern

خوراک دادن (به حیوان)

English: to feed (animals)

صرف فعل verfüttern

حال
er verfüttert
گذشته‌ی ساده
verfütterte
پرفکت
hat verfüttert
امری
verfütter! / verfüttert!
  • ich verfüttere
  • du verfütterst
  • er/sie/es verfüttert
  • wir verfüttern
  • ihr verfüttert
  • sie verfüttern

جمله‌ی مثال با verfüttern

  • Die Krümel kannst du an die Hühner verfüttern.

    می‌توانی این خرده‌ها را به مرغ‌ها بدهی.

«verfüttern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.