[fɛɐ̯ˈdʊŋkl̩n]
تاریک کردن، سیاه کردن
معنی، مثال و مترادفِ verdunkeln ←Die Wolken verdunkeln sich.
ابرها در حال تیره شدن هستند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی