[fɛɐ̯ˈdʁʏkn̩]
بلعیدن، خوردن (با اشتها)
معنی، مثال و مترادفِ verdrücken ←Ich könnte 5000 Pizzen verdrücken.
میتوانم ۵۰۰۰ پیتزا را ببلعم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی