[fɛɐ̯ˈʔaɪ̯nbaːʁən]
تنظیم کردن / توافق کردن (برای قرار)
معنی، مثال و مترادفِ vereinbaren ←Ich möchte einen neuen Termin vereinbaren.
من میخواهم یک قرار جدید تنظیم کنم.
Wir müssen einen neuen Termin für die Besprechung vereinbaren.
ما باید وقت جدیدی را برای جلسه هماهنگ کنیم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی