[ˈʊmˌhɛŋən]
آویختن، انداختن (دور شانه)
معنی، مثال و مترادفِ umhängen ←Sie hängte sich die Tasche um die Schulter um.
او کیف را دور شانهاش انداخت.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی