[ʊmˈɡeːən]
دور زدن (یک قانون یا مانع)
معنی، مثال و مترادفِ umgehen ←Die Firma versucht, die gesetzlichen Normen zu umgehen.
شرکت تلاش میکند قوانین را دور بزند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی