سطح C2فعل

umhängen

آویختن، انداختن (دور شانه)

English: to hang around (shoulders)

صرف فعل umhängen

حال
er hängt um
گذشته‌ی ساده
hängte um
پرفکت
hat umgehängt
امری
häng um! / hängt um!
  • ich hänge um
  • du hängst um
  • er/sie/es hängt um
  • wir hängen um
  • ihr hängt um
  • sie hängen um

جمله‌ی مثال با umhängen

  • Sie hängte sich die Tasche um die Schulter um.

    او کیف را دور شانه‌اش انداخت.

«umhängen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.