[ˈʃvaɪ̯fn̩]
سرگردان شدن، پرسه زدن
معنی، مثال و مترادفِ schweifen ←Warum in die Ferne schweifen? Sieh das Gute liegt so nah.
چرا به دوردستها سفر کنیم؟ ببین خوبیها همین نزدیکی است.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی