سطح C2فعل

schweifen

سرگردان شدن، پرسه زدن

English: to roam, to wander

صرف فعل schweifen

حال
er schweift
گذشته‌ی ساده
schweifte
پرفکت
ist geschweift
امری
schweif! / schweift!
  • ich schweife
  • du schweifst
  • er/sie/es schweift
  • wir schweifen
  • ihr schweift
  • sie schweifen

جمله‌ی مثال با schweifen

  • Warum in die Ferne schweifen? Sieh das Gute liegt so nah.

    چرا به دوردست‌ها سفر کنیم؟ ببین خوبی‌ها همین نزدیکی است.

«schweifen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.