[ˈʃʁɛŋkn̩]
متقاطع کردن، اره کردن
معنی، مثال و مترادفِ schränken ←Er schränkte die Bretter, bevor er sie zusammenfügte.
او تختهها را اره کرد، قبل از اینکه آنها را به هم بچسباند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی