[ˈʃʁɛkn̩]
ترساندن، وحشت کردن
معنی، مثال و مترادفِ schrecken ←Umsonst versuchst du, meine Hoffnungen zu schrecken.
بیفایدهست که میخوای امیدهای من رو بترسونی.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی