سطح C2فعل

schränken

متقاطع کردن، اره کردن

English: to cross, to saw

صرف فعل schränken

حال
er schränkt
گذشته‌ی ساده
schränkte
پرفکت
hat geschränkt
امری
schränk! / schränkt!
  • ich schränke
  • du schränkst
  • er/sie/es schränkt
  • wir schränken
  • ihr schränkt
  • sie schränken

جمله‌ی مثال با schränken

  • Er schränkte die Bretter, bevor er sie zusammenfügte.

    او تخته‌ها را اره کرد، قبل از اینکه آن‌ها را به هم بچسباند.

«schränken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.