[ˈʃnaɪ̯dn̩]
بریدن
معنی، مثال و مترادفِ schneiden ←Sie schneidet das Brot.
او نان را میبرد.
Schneide die Zwiebeln bitte in kleine Würfel.
لطفاً پیازها را نگینی خرد کن.
Wie viel Zentimeter soll ich abschneiden?
چند سانتیمتر باید کوتاه کنم؟
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی