[ˈkvalmən]
دود کردن، پُک زدن
معنی، مثال و مترادفِ qualmen ←Ich mag die Leute, die im Nichtraucherbereich qualmen, nicht.
من آدمهایی که در بخش سیگار ممنوع سیگار میکشند را دوست ندارم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی