سطح B2فعل

qualmen

دود کردن، پُک زدن

English: to smoke, to puff

صرف فعل qualmen

حال
er qualmt
گذشته‌ی ساده
qualmte
پرفکت
hat gequalmt
امری
qualme! / qualmt!
  • ich qualme
  • du qualmst
  • er/sie/es qualmt
  • wir qualmen
  • ihr qualmt
  • sie qualmen

جمله‌ی مثال با qualmen

  • Ich mag die Leute, die im Nichtraucherbereich qualmen, nicht.

    من آدم‌هایی که در بخش سیگار ممنوع سیگار می‌کشند را دوست ندارم.

«qualmen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.