[ˌmɪsˈhandl̩n]
سوءرفتار کردن، شکنجه کردن
معنی، مثال و مترادفِ misshandeln ←Ich mag keine Leute, die Tiere misshandeln.
از آدمایی که به حیوونا بدرفتاری میکنن، خوشم نمیاد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی