سطح B2فعل

misshandeln

سوءرفتار کردن، شکنجه کردن

English: to mistreat, to abuse

صرف فعل misshandeln

حال
er misshandelt
گذشته‌ی ساده
misshandelte
پرفکت
hat misshandelt
امری
misshandle! / misshandelt!
  • ich misshandle
  • du misshandelst
  • er/sie/es misshandelt
  • wir misshandeln
  • ihr misshandelt
  • sie misshandeln

جمله‌ی مثال با misshandeln

  • Ich mag keine Leute, die Tiere misshandeln.

    از آدمایی که به حیوونا بدرفتاری می‌کنن، خوشم نمیاد.

«misshandeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.