[ˈmɪsfɛɐ̯ˌʃteːən]
بد فهمیدن، سوءتفاهم کردن
معنی، مثال و مترادفِ missverstehen ←Seine Bemerkung kann man leicht missverstehen.
حرف او را به راحتی میتوان اشتباه فهمید.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی