[ˈlaːmən]
لنگیدن
معنی، مثال و مترادفِ lahmen ←Traue nie einem lahmen Hund oder den Tränen einer Frau.
هرگز به سگ لنگ یا اشکهای زن اعتماد نکن.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی