[hɛɐ̯ˈbaɪ̯ˌʁuːfn̩]
فراخواندن
معنی، مثال و مترادفِ herbeirufen ←Der Lehrer rief den Schüler zu sich herbei.
معلم دانشآموز را به نزد خود فراخواند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی