[haʁmoˈniːʁən]
هماهنگ بودن، سازگار بودن
معنی، مثال و مترادفِ harmonieren ←Ich fühle, dass wir bestens harmonieren werden.
احساس میکنم که خیلی خوب با هم هماهنگ میشویم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی