[ɛɐ̯ˈzɔɪ̯fn̩]
غرقه کردن
معنی، مثال و مترادفِ ersäufen ←Sorgen lassen sich nicht im Alkohol ersäufen: die können schwimmen.
نگرانیها را نمیشود در الکل غرق کرد؛ چون شنا بلدند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی