سطح C2فعل

ersäufen

غرقه کردن

English: to drown, to flood

صرف فعل ersäufen

حال
er ersäuft
گذشته‌ی ساده
ersäufte
پرفکت
hat ersäuft
امری
ersäuf! / ersäuft!
  • ich ersäufe
  • du ersäufst
  • er/sie/es ersäuft
  • wir ersäufen
  • ihr ersäuft
  • sie ersäufen

جمله‌ی مثال با ersäufen

  • Sorgen lassen sich nicht im Alkohol ersäufen: die können schwimmen.

    نگرانی‌ها را نمی‌شود در الکل غرق کرد؛ چون شنا بلدند.

«ersäufen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.