[ɛɐ̯ˈʁøːtn̩]
سرخ شدن، گل انداختن
معنی، مثال و مترادفِ erröten ←Dein Lob lässt mich erröten.
تعریف تو باعث میشود سرخ شوم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی