سطح C2فعل

erröten

سرخ شدن، گل انداختن

English: to blush, to flush

صرف فعل erröten

حال
er errötet
گذشته‌ی ساده
errötete
پرفکت
hat errötet
امری
erröte! / errötet!
  • ich erröte
  • du errötest
  • er/sie/es errötet
  • wir erröten
  • ihr errötet
  • sie erröten

جمله‌ی مثال با erröten

  • Dein Lob lässt mich erröten.

    تعریف تو باعث می‌شود سرخ شوم.

«erröten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.