[ɛntˈt͡saʊ̯bɐn]
افسونزدایی کردن / از حالت رویایی درآوردن
معنی، مثال و مترادفِ entzaubern ←Die Realität hat diese Illusion schnell entzaubert.
واقعیت به سرعت این توهم را افسونزدایی کرد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی