سطح C1فعل

entzaubern

افسون‌زدایی کردن / از حالت رویایی درآوردن

English: to disenchant, to demystify

صرف فعل entzaubern

حال
er entzaubert
گذشته‌ی ساده
entzauberte
پرفکت
hat entzaubert
امری
entzauber! / entzaubert!
  • ich entzaubere
  • du entzauberst
  • er/sie/es entzaubert
  • wir entzaubern
  • ihr entzaubert
  • sie entzaubern

جمله‌ی مثال با entzaubern

  • Die Realität hat diese Illusion schnell entzaubert.

    واقعیت به سرعت این توهم را افسون‌زدایی کرد.

مترادف و متضاد

«entzaubern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.