[ɛntˈvɛndn̩]
دزدیدن
معنی، مثال و مترادفِ entwenden ←Er wurde beschuldigt, Geld aus der Kasse entwendet zu haben.
او متهم شد که از صندوق پول دزدیده است.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی