[ɛntˈʃteːən]
به وجود آمدن / خلق شدن
معنی، مثال و مترادفِ entstehen ←Hier entsteht ein neues Kunstwerk.
اینجا یک اثر هنری جدید در حال خلق شدن است.
Hier entsteht ein neues Wohngebiet für Familien.
اینجا یک منطقه مسکونی جدید برای خانوادهها در حال به وجود آمدن است.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی