[ɛntˈhaʊ̯ptn̩]
گردن زدن، سر بریدن
معنی، مثال و مترادفِ enthaupten ←Ich werde dich enthaupten. Das verspreche ich dir.
من سرت را از تن جدا میکنم. این را به تو قول میدهم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی