سطح C2فعل

enthaupten

گردن زدن، سر بریدن

English: to behead

صرف فعل enthaupten

حال
er enthauptet
گذشته‌ی ساده
enthauptete
پرفکت
hat enthauptet
امری
enthaupte! / enthauptet!
  • ich enthaupte
  • du enthauptest
  • er/sie/es enthauptet
  • wir enthaupten
  • ihr enthauptet
  • sie enthaupten

جمله‌ی مثال با enthaupten

  • Ich werde dich enthaupten. Das verspreche ich dir.

    من سرت را از تن جدا می‌کنم. این را به تو قول می‌دهم.

«enthaupten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.