[ɛntˈfɛsl̩n]
آزاد کردن، شعلهور کردن
معنی، مثال و مترادفِ entfesseln ←In direkt demokratischen Ländern ist es viel schwieriger, Kriege zu entfesseln.
در کشورهای با دموکراسی مستقیم، برافروختن جنگها خیلی سختتر است.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی