[ˈaɪ̯nˌzɛt͡sn̩]
به کار گرفتن، گذاشتن
معنی، مثال و مترادفِ einsetzen ←Man musste schweres Gerät einsetzen.
مجبور بودند از تجهیزات سنگین استفاده کنند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی