[ˈaɪ̯nˌfyːʁən]
وارد کردن / مرسوم کردن / وضع کردن
معنی، مثال و مترادفِ einführen ←Ein neues System wurde eingeführt.
یک سیستم جدید مرسوم (وضع) شد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی