سطح B2فعل

eiern

تخم‌مرغی‌شدن، لنگیدن

English: to wobble

صرف فعل eiern

حال
er eiert
گذشته‌ی ساده
eierte
پرفکت
hat geeiert
امری
eiere! / eiert!
  • ich eiere
  • du eierst
  • er/sie/es eiert
  • wir eiern
  • ihr eiert
  • sie eiern

جمله‌ی مثال با eiern

  • Teenager eiern hormongesteuert, zweifelnd und impulsiv durch das Universum.

    نوجوانها تحت تأثیر هورمونها، با تردید و شتابزده در جهان سرگرداناند.

«eiern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.