[ˈaʊ̯sˌpuːstn̩]
فوت کردن، خاموش کردن
معنی، مثال و مترادفِ auspusten ←Du musst alle Kerzen auf deiner Geburtstagstorte auspusten.
باید همه شمعهای کیک تولدت را فوت کنی.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی