سطح C2فعل

auspusten

فوت کردن، خاموش کردن

English: to blow out

صرف فعل auspusten

حال
er pustet aus
گذشته‌ی ساده
pustete aus
پرفکت
hat ausgepustet
امری
puste aus! / pustet aus!
  • ich puste aus
  • du pustest aus
  • er/sie/es pustet aus
  • wir pusten aus
  • ihr pustet aus
  • sie pusten aus

جمله‌ی مثال با auspusten

  • Du musst alle Kerzen auf deiner Geburtstagstorte auspusten.

    باید همه شمع‌های کیک تولدت را فوت کنی.

«auspusten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.