[ˈaʊ̯sˌplaʊ̯dɐn]
لو دادن، سرّی گفتن
معنی، مثال و مترادفِ ausplaudern ←Ich befürchte, er wird alles ausplaudern.
میترسم همهچیز را لو بدهد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی